X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

روشی صحیح برای درمان اضطراب

شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1394


روشی صحیح برای درمان اضطراب 

میرموسوی(مشاور و موسس کلینیک)

 

مدیتیشن و ریلکسیشن، موسیقی درمانی و روش هایی از این قبیل بسیار مفید هستند و یادگیری آن را همواره همه همکاران ما توصیه می کنند اما گاهی به عنوان روش درمانی تجویز نمی شود. مصرف دم نوش های گیاهی هم که این روزها رواج زیادی پیدا کرده و در هر کافی شاپی و رستورانی و حتی منازل و مهمانی ها رایج شده است  با این وجود، حتی از  نوع آرام بخش آن، باز هم به عنوان روش درمانی شناخته نمی شود. چه بسا افراد زیادی به آن پناه می برند برای تسکین یا تصور می کنند بهتر از داروست.

 

درمان اصلی مشکلاتی مثل اضطراب و استرس یا در حیطه دارو درمانی است یا شناخت درمانی و یا درمان های تکنولوژیک مثل نوروفیدبک 

 

اگر با علایم بالینی شدیدی مواجه هستید که مدت هاست از آن رنج می برید و بیشتر روزها آن را تجربه می کنید، مثل: بی قراری، خستگی، ضعف در تمرکز حواس یا احساس تهی شدن ذهن، از کوره در رفتن های زیاد، مشکلات خواب، خواب آَشفته، تپش قلب، تعریق و احساس ضعف و سستی؛



اینها علایمی هستند که تجربه مکرر و طولانی مدت آن تنها یک معنی دارد: مراجعه فوری به متخصص روانشناس بالینی و روانپزشک و پس از گرفتن دارو و شروع به مصرف آن سراغ روش هایی که در بالا از آن یاد شد، بروید البته به جز دم نوش! که صرفا می توانید برای دور هم نشستن و در مهمانی ها از آن استفاده کنید و تا زمانی که همچنان رایج است با سرو آن کلاس هم بگذارید!

 

سایر روش ها مثل موسیقی درمانی، مدیتیشن و ریلکسیشن در کنار درمان های اصلی کمک می کند شما احساس خودکنترلی بهتر، اضطراب کمتر، نگرانی کم و کنترل شده تر داشته باشید اگر همه این ها را منظم طی کنید امید است بتوانید بر اضطراب خود غلبه کنید. پس درمان درست را به کار بگیرید و اثر واقعی آن را لمس کنید.


مشاوره تلفنی تهران و شهرستان: 9099071164


(تماس همه روزه و ایام تعطیل از تلفن های ثابت)


پذیرش حضوری: 77249607

نوروفیدبک برای بزرگسالان

جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1394


نوروفیدبک برای بزرگسالان


درمان اضطراب و کنترل افسردگی


در مرکز نوروفیدبک و TDCS شرق تهران


- در این کلینیک ، در کنار نوروفیدبک روش های آرامبخشی ، شناخت درمانی و تغذیه سالم را می آموزید تا دارو درمانی به حداقل برسد و به تدریج قطع شود.

- پکیج رایگان که شامل بروشور و پادکست های آموزشی است دریافت خواهید کرد.

- در همایش های رایگان که فقط مختص به درمانجو می باشد شرکت خواهید کرد.


تلفن پذیرش :


02177249607


مشاوره تلفنی تهران و شهرستان و کسب اطلاعات بیشتر:


9099071164


(تماس همه روزه و ایام تعطیل از تلفن های ثابت تهران و شهرستان)

بچه که بودم خیلی چیزا رو نمی دونستم...

دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394


نوشته: میرموسوی(مشاور و مسئول کلینیک)


دَم دمای غروب که می شد سکوت و قیافه پدر معنای خاصی داشت، به خصوص شب های سرد زمستون؛ پدر برایم در ابتدا ابهت داشت، مادر حساب می برد، نظم در خونه برپا بود ، هر کی به کاری مشغول بود؛ می فهمیدم پدر لحظاتی قبل فرمایشاتی داشته اند. وقتی به سن نوجوانی رسیدم انگار دیگه از ابهت خبری نبود، برایم پدری شده بود سخت گیر، سرزنشگر؛ گاهی به خودم می گفتم شاید چون دخترم سخت گیری می کنه خب حق داره، اما یه وقتایی دوست داشتم سرش داد بزنم بگم زیاده روی نکن بچه که نیستم. انگار ابهت و اقتدار پدر داشت نفس های آخرشو می کشید. اون موقع نمی دونستم که نمیشه با ابهت پدر جنگید.


سال های آخر دبیرستان بودم که پدر رو خشن تر دیدم. صداشو بم تر می کرد و با لحنی جدی و پدرسالاری یکی از اعتقادات راسخ و نفوذ ناپذیر خودش و پدربزرگ را تکرار می کرد: "پدر من همیشه یه جمله می گفت دم غروب همه خونه باشند.".... استغفرا... همسایه ها چی میگن....؟ "زن! دخترت رو خیلی وقیح و بی چشم و رو بارآوردی"


اینجور وقتا مادر در گوشم پچ پچ می کرد می فهمیدم حساب کار دستش اومده، اون موقع مادر رو درک نمی کردم.

نمی دونم چرا همیشه وقتی باباها این مدلی صحبت می کنند آدم یه احساس گناهی رو تجربه می کنه؟


احساس می کنی اگه غیر این رفتار کنی انگار که از یک قانون کلی و بی چون و چرای زندگی تبعیت نکردی خلاصه اینکه اگه تکرار کنی احتمالا شب ها خواب عاق والدینی و فرزند ناخلف و سرنوشت اضطراب بر انگیز این افکار رو می بینی... اوه چه سخت


اون موقع نمی دونستم که چه کار باید بکنم کسی هم نبود با من و نسل من صحبت کنه، اما الان فهمیدم که یا مثل خواهر بزرگترم باید خودمو با خصوصیات و انتظارات پدر وفق بدم یا اینکه به روش های مختلف متوسل بشم نقش های مختلفی بازی کنم تا بتونم کارمو پیش ببرم.


الان پدر بعد سال ها همچنان زیر لب غرغر می کنه و میگه: "این دختر که آخرش کار خودشو می کنه اگه یه سر سوزن به خواهرش می رفت اینقدر من و مادرشو حرص نمی داد" وقتی در همین لحظه زیر چشمی به خواهر نگاه می کنم جز یه "والد سرزنشگر" و شخصیتی مطیع چیزی نمی بینمو.... من که آخرش کار خودمو می کنم! با این تفاوت که پدر به غیر پدر، برایم بابایی هم هست!



صدای افتادن چیزی شبیه لیوان از آشپزخونه که اومد دفتر خاطرات رو انداحتم کنار و به چشم بهم زدنی رسیدم به آشپزخونه با خودم می گفتم باز این بچه خرابکاری کرد ناخودآگاه داد زدم: بدون اجازه به چی دست زدی مگه نگفتم حق نداری پاتو بذاری تو آشپزخونه... صورت دخترمو که دیدم انگار خودم بودم کمی قبل تر، سی سال پیش؛ تصویر پدر تو ذهنم نقش بست؛ به خودم نهیب زدم چه سعی بیهوده ای بود می خواستم نقش پدر و مادرم را ازشون بگیرم!



با این شماره فاصله ام به تو نزدیک است: 9099071164


(تماس همه روزه و ایام تعطیل از تلفن های ثابت تهران و شهرستان بدون پیش شماره)


پذیرش کلینیک: 02177249607

 

کارورزی نوروفیدبک برای روانشناسان

پنج‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1394


- دوره کارورزی نوروفیدبک


برای کسانی که دوره مقدماتی را گذرانده اند و نیاز به مهارت آموزی دارند.


- دوره آشنایی با نوروفیدبک


برای کسانی که قصد شرکت در دوره مقدماتی را دارند. 


تلفن تماس: 02177249607


(میرموسوی)


تماس همه روزه وایام تعطیل

دلم شده یک کاسه خون

پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394


نوشته: میرموسوی

دلم شده یک کاسه خون.....



مرد: از پنجره زل زده بود بیرون؛ گاهی چنان با احساس با دوستاش حرف میزد انگار ماه هاست اونا رو ندیده.  اه اه اه بدم میاد وقتی اینکار رو می کنه، ببین دکتر قصدش کاملا مشخصه می خواد لج منو دربیاره، چه دلیل منطقی داره؟ من که کلا فراموش شدم؛ شب ها بلافاصله بعد شام میره سراغ گوشیش، چرا دوران نامزدی و اوایل زندگی این کار رو نمی کرد؟

نه قبول نمی کنم باید متوجه اشتباهش بشه، اول خانمم هست که باید بپذیره اشتباه کرده نه من.. .


****


مشاور: اگر فکر کنی باید اول اونه که باید درست بشه یا حرکتی کنه، باختی؛ مگه جلسه پیش نگفتی خیلی کارها برام تو زندگی کرده ؟ همین تو بودی اینو گفتی درسته؟ 

مرد: خب آره

 شاید در خانواده خودت این رفتار را داشتی؛ اما در زندگی زناشویی جاش نیست، شاید در محل کار این اعتقاد را داشته باشی؛ اما نه زیر یک سقف و با همسرت.


می دانی منظورم چه وقتیه؟


مشاور: قبلا هم در موردش صحبت کردیم ولی این قدر سرت شلوغه یادت رفته، این خیلی بده؛ یادته چه جوابی دادم؟

 گاهی باید آنچه که می گوییم و با هم رد و بدل می کنیم مرور کنی؛ این کار بیشتر از هر تکنیکی جواب می دهد. به توگفته بودم: بررسی کن شاید از بی توجهی نباشه؛ اون برات خیلی مایه گذاشته، خیلی کارها کرده طبیعت زن اینه که وقتی احساس سرخوردگی می کند، میره سراغ دیگران که احساسات خودش را درمیان بذاره و حرف بزنه تا سبک بشه یعنی داره میگه حمایت می خوام.


مرد: خب چرا درست و حسابی حرف نمیزنه؟

مشاور: گفتم که طبیعتش اینه ، تو هم باید حساسیت خودتو کمی بالا ببری و احساسات و رفتارشو رمزگشایی کنی. با یک خانم طرف هستی.


اون الان از این که از خودگذشتگی کرده حالا دیگه خسته شده، تو خیلی سرگرم کارت و نیازهای خودت بودی. این یعنی تو نیستی؛ پس کجایی؟


اون الان شروع کرده به سرزنش تو، که باعث ناراحتی اش شدی فکر می کنه کمتر از آنچه کاشته ، برداشت کرده. درسته که اون هم نباید سرزنش کنه، ولی پاسخش فعلا  سرزنش متقابل نیست مبادا این کار رو انجام بدی!


همسرت می گوید بیا سمت من الان وقتشه تو از من حمایت کنی، درسته چیزی نمی گویم ولی با کارهام دارم این پیام رو میدم که "دلم شده کاسه خون". دارم می گویم حمایتم کن، حوصله کن، گوش بده، همیشه ازت پول نمی خواهم، این رفتاها لزوما معنی اش هزینه کردن تو برای من نیست. من احساس می کنم خیلی کارها کردم خیلی با تو  و مشکلاتت ساختم، این حقم نیست. درکم کن.



صدای مشاور: 9092301285

خط کشوری: 9099071164

همه روزه و ایام تعلطیل از ساعت 9 صبح الی 11 شب

پذیرش حضوری: 02177249607


   1       2       3       4       5       ...       12    >>

وبلاگ استت

| وبلاگ

کد آمارگیر

ابزار وبمستر

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین