دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394


نوشته: میرموسوی(مشاور و مسئول کلینیک)


دَم دمای غروب که می شد سکوت و قیافه پدر معنای خاصی داشت، به خصوص شب های سرد زمستون؛ پدر برایم در ابتدا ابهت داشت، مادر حساب می برد، نظم در خونه برپا بود ، هر کی به کاری مشغول بود؛ می فهمیدم پدر لحظاتی قبل فرمایشاتی داشته اند. وقتی به سن نوجوانی رسیدم انگار دیگه از ابهت خبری نبود، برایم پدری شده بود سخت گیر، سرزنشگر؛ گاهی به خودم می گفتم شاید چون دخترم سخت گیری می کنه خب حق داره، اما یه وقتایی دوست داشتم سرش داد بزنم بگم زیاده روی نکن بچه که نیستم. انگار ابهت و اقتدار پدر داشت نفس های آخرشو می کشید. اون موقع نمی دونستم که نمیشه با ابهت پدر جنگید.


سال های آخر دبیرستان بودم که پدر رو خشن تر دیدم. صداشو بم تر می کرد و با لحنی جدی و پدرسالاری یکی از اعتقادات راسخ و نفوذ ناپذیر خودش و پدربزرگ را تکرار می کرد: "پدر من همیشه یه جمله می گفت دم غروب همه خونه باشند.".... استغفرا... همسایه ها چی میگن....؟ "زن! دخترت رو خیلی وقیح و بی چشم و رو بارآوردی"


اینجور وقتا مادر در گوشم پچ پچ می کرد می فهمیدم حساب کار دستش اومده، اون موقع مادر رو درک نمی کردم.

نمی دونم چرا همیشه وقتی باباها این مدلی صحبت می کنند آدم یه احساس گناهی رو تجربه می کنه؟


احساس می کنی اگه غیر این رفتار کنی انگار که از یک قانون کلی و بی چون و چرای زندگی تبعیت نکردی خلاصه اینکه اگه تکرار کنی احتمالا شب ها خواب عاق والدینی و فرزند ناخلف و سرنوشت اضطراب بر انگیز این افکار رو می بینی... اوه چه سخت


اون موقع نمی دونستم که چه کار باید بکنم کسی هم نبود با من و نسل من صحبت کنه، اما الان فهمیدم که یا مثل خواهر بزرگترم باید خودمو با خصوصیات و انتظارات پدر وفق بدم یا اینکه به روش های مختلف متوسل بشم نقش های مختلفی بازی کنم تا بتونم کارمو پیش ببرم.


الان پدر بعد سال ها همچنان زیر لب غرغر می کنه و میگه: "این دختر که آخرش کار خودشو می کنه اگه یه سر سوزن به خواهرش می رفت اینقدر من و مادرشو حرص نمی داد" وقتی در همین لحظه زیر چشمی به خواهر نگاه می کنم جز یه "والد سرزنشگر" و شخصیتی مطیع چیزی نمی بینمو.... من که آخرش کار خودمو می کنم! با این تفاوت که پدر به غیر پدر، برایم بابایی هم هست!



صدای افتادن چیزی شبیه لیوان از آشپزخونه که اومد دفتر خاطرات رو انداحتم کنار و به چشم بهم زدنی رسیدم به آشپزخونه با خودم می گفتم باز این بچه خرابکاری کرد ناخودآگاه داد زدم: بدون اجازه به چی دست زدی مگه نگفتم حق نداری پاتو بذاری تو آشپزخونه... صورت دخترمو که دیدم انگار خودم بودم کمی قبل تر، سی سال پیش؛ تصویر پدر تو ذهنم نقش بست؛ به خودم نهیب زدم چه سعی بیهوده ای بود می خواستم نقش پدر و مادرم را ازشون بگیرم!



با این شماره فاصله ام به تو نزدیک است: 9099071164


(تماس همه روزه و ایام تعطیل از تلفن های ثابت تهران و شهرستان بدون پیش شماره)


پذیرش کلینیک: 02177249607

 

دلم شده یک کاسه خون

پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394


نوشته: میرموسوی

دلم شده یک کاسه خون.....



مرد: از پنجره زل زده بود بیرون؛ گاهی چنان با احساس با دوستاش حرف میزد انگار ماه هاست اونا رو ندیده.  اه اه اه بدم میاد وقتی اینکار رو می کنه، ببین دکتر قصدش کاملا مشخصه می خواد لج منو دربیاره، چه دلیل منطقی داره؟ من که کلا فراموش شدم؛ شب ها بلافاصله بعد شام میره سراغ گوشیش، چرا دوران نامزدی و اوایل زندگی این کار رو نمی کرد؟

نه قبول نمی کنم باید متوجه اشتباهش بشه، اول خانمم هست که باید بپذیره اشتباه کرده نه من.. .


****


مشاور: اگر فکر کنی باید اول اونه که باید درست بشه یا حرکتی کنه، باختی؛ مگه جلسه پیش نگفتی خیلی کارها برام تو زندگی کرده ؟ همین تو بودی اینو گفتی درسته؟ 

مرد: خب آره

 شاید در خانواده خودت این رفتار را داشتی؛ اما در زندگی زناشویی جاش نیست، شاید در محل کار این اعتقاد را داشته باشی؛ اما نه زیر یک سقف و با همسرت.


می دانی منظورم چه وقتیه؟


مشاور: قبلا هم در موردش صحبت کردیم ولی این قدر سرت شلوغه یادت رفته، این خیلی بده؛ یادته چه جوابی دادم؟

 گاهی باید آنچه که می گوییم و با هم رد و بدل می کنیم مرور کنی؛ این کار بیشتر از هر تکنیکی جواب می دهد. به توگفته بودم: بررسی کن شاید از بی توجهی نباشه؛ اون برات خیلی مایه گذاشته، خیلی کارها کرده طبیعت زن اینه که وقتی احساس سرخوردگی می کند، میره سراغ دیگران که احساسات خودش را درمیان بذاره و حرف بزنه تا سبک بشه یعنی داره میگه حمایت می خوام.


مرد: خب چرا درست و حسابی حرف نمیزنه؟

مشاور: گفتم که طبیعتش اینه ، تو هم باید حساسیت خودتو کمی بالا ببری و احساسات و رفتارشو رمزگشایی کنی. با یک خانم طرف هستی.


اون الان از این که از خودگذشتگی کرده حالا دیگه خسته شده، تو خیلی سرگرم کارت و نیازهای خودت بودی. این یعنی تو نیستی؛ پس کجایی؟


اون الان شروع کرده به سرزنش تو، که باعث ناراحتی اش شدی فکر می کنه کمتر از آنچه کاشته ، برداشت کرده. درسته که اون هم نباید سرزنش کنه، ولی پاسخش فعلا  سرزنش متقابل نیست مبادا این کار رو انجام بدی!


همسرت می گوید بیا سمت من الان وقتشه تو از من حمایت کنی، درسته چیزی نمی گویم ولی با کارهام دارم این پیام رو میدم که "دلم شده کاسه خون". دارم می گویم حمایتم کن، حوصله کن، گوش بده، همیشه ازت پول نمی خواهم، این رفتاها لزوما معنی اش هزینه کردن تو برای من نیست. من احساس می کنم خیلی کارها کردم خیلی با تو  و مشکلاتت ساختم، این حقم نیست. درکم کن.



صدای مشاور: 9092301285

خط کشوری: 9099071164

همه روزه و ایام تعلطیل از ساعت 9 صبح الی 11 شب

پذیرش حضوری: 02177249607


مردان فراموش کاران بزرگ

جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394

آموزش مهارت های همزیستی و ازدواج

دوشنبه 1 تیر‌ماه سال 1394




نحوه انجام مشاوره های پیش از ازدواج




 به صورت جلسه های فردی و زوج به همراه آزمون به صورت زیر برگزار می شود:


- یک جلسه حضور زوجین، دو جلسه آزمون از هر دو نفر و یک جلسه تحلیل و پاسخ


- در صورت نیاز به آموزش(بنا به تشخیص مشاور و تمایل مراجع) برگزاری یک جلسه آموزشی برای زوجین و یا دعوت به  شرکت در کلاس های آخر هفته که در همین صفحه اطلاع رسانی شده.


بابت هزینه این برنامه  تماس بگیرید:


02177249607


کلاس مهارت های همزیستی

یکشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1394





جلسات هفتگی" پیش از ازدواج و همزیستی" 



به دو صورت برگزار می گردد:


- در تاریخ و زمان اعلام شده ازطرف مرکز؛ که به روال قبل روزهای پنجشنبه می باشد.


شیوه جدید برگزاری جلسات آموزشی:


- افراد می توانند در صورتی که خود دوستانی دارند که مایلند به صورت گروهی در زمان مشخصی کلاس برای شان برگزار شود و مناسب شرایط شان است، آن زمان را به مرکز اعلام کنند تا برنامه ریزی لازم صورت گیرد.



آموزش مهم ترین نکته ها و مفاهیم در زمینه های


- تفاوت های شخصیتی زن و مرد


- مهارت های همزیستی

(مدیریت رفتار و حل مشکل در رابطه زن و مردی، آموزش حساسیت هیجانی، خط قرمزها در روابط و بسیاری مفاهیم دیگر...)


- مدیریت چالش ها و مشاجره ها بر اساس تیپ شخصیتی


- الگوی ارتباطی در زن و مرد





02177249607


صدای مشاور:


9092301285


خط کشوری:


9099071164


( تماس همه روزه و ایام تعطیل از تهران و از تلفن ثابت بدون پیش شماره )


   1       2       3       4       5       ...       12    >>

وبلاگ استت

| وبلاگ

کد آمارگیر

ابزار وبمستر

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین